...سوغاتی...

 

آخرین داشته ام این سوغاتی......................... اینم مال تو 

 

 

 

خدا حافظ سوغاتی


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند 1393ساعت 10:22 توسط |

این روزا که شهر عشق خالی ترین شهر خداست
خنجر نا مردمی حتی تو دست سایه هاست
وقتی که عاطفه رو می شه به آسونی خرید
معنی کلام عشق خالی تر از باد هواست

 

اما من که آخرین عاشق دنیام
ماهی مونده به خاک و اهل دریام
از همه دنیا برام یه چشمه مونده
چشمه ای به قیمت همه نفسهام

 

خسته و زخمی دست آدمکهای بدم
پشت پا به رسم بی بنیاد این دنیا زدم
من برای گم شدن از خود و غرق تو شدن
راه دور عشقمو پیمودم اینجا اومدم

نفرین به یازدهم آذر 93

نفرین به کافی شاپ کامو

نفرین بر دست خالیم که فرمان  مغز و دل رو نادیده گرفت و مهربونی رو بی چشم داشت باور کرد

نفرین بر باورم

نفرین بر جمله روح  و جسم از هم جدا نیست

نفرین بر باورم

نفرین به التماسی که رحم کن در بازپرداخت بدهی محبتت ... نفرین به باورم

نفرین بر باورم

نفرین بر همه پنچشنبه ها

نفرین بر باورم

نفرین بر مهمان بی اجر

نفرین به باورم

انقدر این زخم رو می کنم که برای فردا ها سند داشته باشم.

 

نوشته شده در چهارشنبه ششم اسفند 1393ساعت 8:7 توسط |

 

یک شب دلی به مسـلخ خونم کشید و رفت                                                          

دیوانــه ای به دام جنونـم کشـــــــــــید و رفت

پس کوچـه های قلب مرا جســــــــــتجو نکرد

اما مـرا به عمـق درونم کشــــــــــــــید و رفت

یک آســمان ســــتاره ی آتش کشــــــیده را

بر التـهاب ســـــــــرد قرونم کشــــــــید و رفت

تا از خیال گنـگ رهایی، رها شــــــــــــــــــوم

بانگی به گوش خواب ســکونم کشید و رفت

شـــــاید به پاس حرمت ویرانه های عشــــق

مرهم به زخم فاجعه گونم کشـــــــــید و رفت

دیگر اســـــــــــیرآن من بیگانه نیســــــــــــتم

از خود چه عاشـــقانه برونم کشـــــــید و رفت

 

فاصله زباد نیست،فقط به اندازه یک عمر .....و خدایی هم هست

نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند 1393ساعت 17:2 توسط |


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند 1393ساعت 9:51 توسط |

 

 

 

همیشه میگم آدم در مقابل هم  در موقع ناراحتی سه تا حق دارن:

1- حق دارن توضیح بدن

2- حق دارن دفاع کنن

3- حق دارن عذرخواهی کنن

و اگه یکی از طریفن مُصِر به این مهم باشه و یکی دیگه کناره بگیره تکلیف چیه؟

حق داشتم دلخور باشم .

وقتی این نباید همون نباید دیکته شده خودش باشه ولی خودش پابندش نباشه حق داری،حق دارم ناراحت باشم . هر اسمی روش باشه مهم نیست پیچونده شدن یا دروغ.

وقتی می گذرم و و انمود می کنم هیچی نشده . و چندبار تلفن می زنم و بی جواب برمیگردم وقتی اس ام اس می زنم و یک اوکی هم دریافت نمی کنم . وقتی برای صمیمی ترین دوستم بدون حضور من تولد سورپرایزی گرفته میشه و من نیستم . الان جای خیلی چیزا عوض می شه . طلبکار ، بدهکار میشه

فکر می کردم ثابت کردم که حسود نیستم . فهمم بالاست . اگه هم بالا نیست . اگه هم حسودم ولی بلدم مدیریت کنم احساساتم رو . ولی نشد.

منکر محبتهای بی چشم داشته هیچ کس نیستم چه برسه به کسی که برام عزیزه و جایگاهی داره .

وقتی به خاطر وجوده شیرین هر عزیزی هر تلخی از اطرافیانش رو ندید میگیرم ، انتظار متقابل دارم . اونم زمانی این انتظار پُر رنگ میشه که مُصر به انکار تلخی های وابستگانم نیستم . و باز هم پُر رنگ تر میشه این انتظار وقتی خوبیهای عزیزم رو به وابستگانش تعمیم می دم و تلخیهاش رو جدا از وابستگانش می دونم .

ای کاش دستم باز بود که  جبران محبتها در خور و شان طرف مقابلم باشه که اگه کوتاهی در این زمینه بوده جبرانش این بود محبتم، چای از دهن افتاده نشه

بازم میگم دنیا یه شکل بدی شده ، اگه از دست کسی ناراحت بشی از دستت ناراحت میشه.

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی.          این بیَع بود لطف و عطای تو کجاست ؟

 

 

نوشته شده در شنبه دوم اسفند 1393ساعت 11:7 توسط | |

Design By : nightSelect.com